أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
83
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) محمد بن زيد با لشكر خود بدفاع برخاست بر دروازهى گرگان ميان اين دو نيرو جنك در گرفت . محمد بن زيد در اين جنك به خاك و خون غلطيد . هنوز رمقى بتن داشت كه او را از ميدان جنك بگرگان بردند و در آنجا رخت از اين جهان بربست . پسرش زيد بن محمد بدست نيروى محمد بن هارون اسير شد . محمد بن هارون شخصا بر جنازهى محمد بن زيد نماز خواند و خود دفنش كرد [ ( 1 ) ] اين واقعه در ماه رمضان سال دويست و هشتاد و نه اتفاق افتاده [ ( 2 ) ] پسرش زيد پس از اين ماجرا به خراسان رخت كشيد و هم اكنون در آنجا اقامت دارد [ ( 3 ) ]
--> [ ( 1 - ) ] مروج الذهب . جلد 4 ص 246 وقتى محمد بن هارون محمد بن زيد به قتل رسانيد . معتضد عباسى سخت بر آشفت و از اين واقعه اظهار تاسف و اندوه كرد . [ ( 2 - ) ] ابن اثير در جلد 7 / ص 180 مينويسد محمد بن زيد مردى فاضل و اديب و شاعر و عارف و خوش برخورد بود . ابو عمر استرابادى مىگويد بمحمد بن زيد گفتم كه بنى عباس هر كدام براى خود لقبى انتخاب كردهاند . آيا به همان لقب صدايشان كنيم با اسمشان را به زبان بياوريم . در جوابم گفت به آن نامها كه خودشان دوست ميدارند آنان را بناميد . [ ( 3 - ) ] زيد بن محمد بروايت طبرى باسماعيل بن احمد در خراسان سپرده شد و اسماعيل را باحترام در بخارا سكونت داد .